عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
293
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
معروف بوده * عبيد اللّه بن جبرئيل كويد در ايامى كه عضد الدولهء ديلمى وارد بغداد شد ابو الحسن ثابت بن ابراهيم در بغداد مقيم و سرآمد اطباى آن ديار بود روز ورود عضد الدوله از اطباى بغداد اوّل كسى كه نزد او رفت ثابت بن ابراهيم طبيب مزبور و سنان طبيب بودند عضد الدوله از معرف از حال آن دو نفر پرسش فرمود معرف عرض كرد كه دو طبيب معتبر شهر بغداد مىباشند عضد الدوله گفت به حمد اللّه ما در كمال صحت و عافيتيم و محتاج آنها نيستيم و التفاتى به آن دو طبيب ننمود و هر دو با كمال خجلت بدهليزخانه مراجعت كردند سنان طبيب كه اصغر سنا از ثابت بن ابراهيم بود بثابت گفت كه بما خيلى گران است كه با اين كثرت علم و وفور دانش از نزد اين مرد با اين خفت بيرون آييم اگر اجازت دهى بمجلس بركشته و جوابى كه سزاوار است براى وى عرضه دارم ( ثابت ) قبول كرد و هر دو پيش عضد الدوله معاودت نمودند سنان عرض كرد ( اطال اللّه بقأ الملك ) همانا كه موضوع علم ما حفظ صحت است و ملك حاجتمندترين تمام مردم است بدان موضوع عضد الدوله را اين تقرير خوش آمد و فرمود ( صدقت يا حكيم ) سپس آن دو طبيب را در جركهء اطباى حضور خويش منسلك فرمود كويند يك سال پيش از آنكه عضد الدوله مبتلا به مرض اختلال دماغ شود ثابت بن ابراهيم خبر داده بود « 6 » در باب حدس صائب و تقدمة المعرفه آن حكيم در كتب تواريخ
--> ( 6 ) در كتب تواريخ عهد بنى العباس از ثابت بن ابراهيم طبيب عجايب زياد نقل كردهاند من جمله صاحب عيون الانبأ گويد كه شريف ابو الحسن بن محمد بن عمر بن يحيى اراده داشت كه جاريه جميلهء را از بنى خاقان يازده هزار دينار اتباع نمايد و آن حكيم هنرمند خواهش كرد كه آن جاريه را معاينه نمايد كه علّتى از امراض مخفيّه در او نباشد پس ثابت كنيز را مشاهده كرد نبض و قاروره بديد بشريف گفت كه اگر اين جاريه شب دوشين غذاى سماق دارو حصرميّه خورده است وى را ابتياع كنيد و اگر چنين غذايى نخورده است از خريدن آن صرف نظر بايد كرد شريف ابو الحسن كويد از جاريهء مزبوره از غذاى شب گذشته سؤال كردم غذاى غوره دار و سماق خورده بود * و نيز غريغوريوس طبيب عهد هلاكوخان در كتاب مختصر الدول نويسد كه ابو الفرج بن ابى الحسن بن سنان حكايت كند كه روزى با ثابت طبيب در خانهء ابى محمد مهلبى وزير باهم بوديم ابو العباس منجم كه هم در آن محفل حضور داشت نبض خود را بثابت بن ابراهيم طبيب نشان داد حكيم در محبس او تاملى كرد سپس گفت گمان دارم كه در تبريد اشراف مىكنى ظن من اينست كه امروز آب يازده عدد انار صرف كرده باشى ابو العباس از قول حكيم تعجب زياد نمود و از مجلس بيرون رفت و با خويشتن مىگفت ( هذه نبوة لا طب ) * ؟ ؟ ؟ * ( لمؤلفه )